گریز
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٦  

میگریزم
از تو و از احساسات تهوع آورت
از ؛دوستت دارم؛ حقارت آمیزت
از خنده‌های پوشالیت و از دعوتت به عریانی
می‌گریزم
از چشمان هوس آلودت
و از خشمی که نمیدانم کی؟ اما بزودی خواهد آمد و مرا و گریزم را ناگزیر خواهد برد.
می...‌گر. ...یز ....م



 
چقدر کوچکیم
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٤  

هنوز آنقدر بزرگ نشده‌ایم که بدانیم چقدر کوچکیم                                                        کاش بزرگ شویم

درخواست تغییر نام به خلیج فارس  در گوگل http://new.petitiononline.com/sos02082/petition.html



 
مسحور
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٤  

د: "سلام آقای مهندس چه تحلیل جالبی از اون کتاب داشتید. لذت بردم.

صدای گیتارتون و اون دنیای زیباتونو خیلی دوس دارم. خوش به حال اونیکه بهش راه پیدا کنه.

اون آهنگی که می زدین آدمو دیوونه می کرد.

شما با تمام آدمایی که دیدم متفاوتین جوریکه آدمو مسحور خودتون میکنین.چقدر به خلاقیتتون حسودیم میشه.

راستی تز فوقتون تموم شد؟" 

 

 

همون د چند سال بعد:"حالم از این کتاب خوندنت به هم میخوره. اینهمه کتاب به چه درد میخوره؟

همیشه مثل دیوونه ها نشستی و اون گیتار مسخرت تو بغلته.کاش یه نگاه به مردای دور و برت می‌کردی و یاد می گرفتی چطور باشی.

اون همه درس خوندن به کجا رسوندت که حالا میخوای PHD بگیری؟

 خدایا من چقدر بدبختم که باید با یه دیوونه سر کنم."



 
من کی هستم؟
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱۱  

من کی هستم؟یه غریبه
یه غریبه که به چشم تو پلیده
توی جمع تو و اونها- من یه وصله‌ام بد و ناجور
من یه تنهای غریبم دلمو دادم به دستت- دستتو دادی رقیبم
من شکستم-من بریدم - من تنها کی میمیرم؟
دلشکستم
دلی که دادم به دستت
من بریدم من میمیرم



 
خواب
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٧