تقدیم به دخترکی که خانمی بود ..خانمی که هستیم بود و چه دیر دانستم
دخترک سوار بر دوچرخه رکاب میزند در زمان
پیش میرود...
زمین را میفهمد
حس را و درد را
...
و زمان...میایستد
دخترک میمیرد و زمان میگذرد
....
و من...
به جا ماندهام
از دخترک
زمین
حس
و ماندهام
با دردی که آوارم میشود
و زمانی که در آن حیرانم