من زندهام،
نفس میکشم
و تو ...
خاکهای پست را بر سرم میریزی
خاکها واژهوارند
و مهلکترینشان تل خاکیست دوستت دارم نام
چنگالش را که دیدم
قالب تهی کردم
نگاهت آنقدر شرر نداشت
که
برای سوزاندنش به وام گیرم