حسی غریب دارم
حس گم کردن رکیک ترین کلمه در اوج نفرت و خشم
و دردی است
که سراپای وجودم را مبتلا کرده
...
درد تو
که همبستری با هر نامردمی
و درد هر نامردمی
که همبستر است با هر چون تویی
اما...
عجیب اینکه
این منم که هر بار درد میکشم ازین همآغوشی
چون شاخهای نحیف زیر امیالتان
آنگاه که غرق هوسید
چونان
سنگواره ها