میان گیتار و تار،
تار را برمیگزینم.
باقیمانده، به روزهایم، هجوم میآورد
و روزمرگی حاصلم میشود.
آنگاه،
تیرگیو دلزدگی،
جانشین یگانهگی می شود، که بر سر سنتهایم شکستم.