عصر دگرگونیست،
دخترانش، نامش را دارند و
پسرانش، عضوش!
زنانش در حسرت مردی! و
مردانش از مردی ساقط!
عصر دگرگونیست،
دولتمردانش،تاجرند و
تاجرانش،طرار.
عالمانش، جاهلند و
جاهلانش، عامل.
عصر دگرگونیست،
و من بدوی، کم آوردهام،
ایما و اشارههایم مضحکهام کرده.
و چون نمیفهمندم،
از شدت بغض
اشارههایم را، بیت می کنم و
بیتهایم را عُق میزنم.
عصر دگرگونیست،
آری، من نیز دگرگون شده ام!
میبینی؟!
شعر بالا میآورم!