گم می‌شوم
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳٠  

تنها که می‌شوم

           خاطره ها امانم را می بُرند

تنها که می‌شوم

          یادها گلویم را می‌فشارند

تنها که می‌شوم

           بغض می‌کنم و زار می‌زنم و نزار گم میشوم.

 ..............

تنها که بشوی

      خاطره ات می‌شوم

بغض که کنی

       یادم گلویت را می‌فشارد.

................

 آنگاه تو خواهی مُرد،چون من.

      شاید،

            من و تو، ما شویم در بی‌گاهی لامکان!!