میلاد شکوفه ی آسمان
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳٩٢   کلمات کلیدی: میلاد شکوفه ی آسمان

نگاهم به آسمان خیره مانده و شب همچنان یاقوتهای سفیدش را به رخ زمین میکشد . هر دم

ستاره ای چشمک میزند به چشمان خمار من و من دل در سودایی دیگر اسیر سیاهی اسمان

مانده ام . بزرگراه اسمان هردمش آمدی دارد وشدی .. میریزند یاقوتهای خسته و میرویند

مرواریدهای تازه بر چینهای دامن آسمان .چه شبی شده این شب یلدایی ..چه نرگس فام میزند

لبخندهای ستارگان دور دست ..بوی یاسهای باغچه ی اسمان همه ی فضا را گرفته و رزها روی

عرض اندام ندارند ... شکوفه ای فریاد بودن سر میدهد در اسمانی ترین شب دنیا ...لبخندی گل

میدهد بر لبان اسمان خسته و ستاره ای متولد میشود برای بودن .... بوسه ای میچیند ماه بدر از

لبان ارغوانی ستاره .. وباز هم شب به راه خود ادامه میدهد . ومن همچنان خیره و خمار ماند ه ام

در کنار بیدهای مجنون حیاط زندگی ... ماه بوسه باران میکند روی شکوفه را و حوض ماهی خانه

مان آینه ای میشود روایتگر یک راز ... خوش به حال ماهیها که ماه را در آغوش میکشند و خوش به

حال ماه که آینه وار زلالی حوض را خانه ی همیشگی خود کرده است ...

     تولد یک ستاره مبارک ...


کوچه ی تنهایی
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳٩٢   کلمات کلیدی: کوچه ی تنهایی

شب فرا رسید و دوباره ، من و هزار فرسخ تنهایی ... و یک آسمان پر از ستاره

های منتظر .. و ماهی که قرص کامل است محبتش ... من و ستارگانی که

خرمن زده اند در همجواری غمهایم .. من و ماه ... وماهی ای که درون حوض

چشمانم میرقصد به سیره ی ماهیان جدا مانده از دریا ...

باز هم شب و سیاهی وتاریکی وسکوتی که زیباست و دلنشین .. سکوتی مملو

از فریاد های آرام و بیصدا ... وصدای عبور پیاده ای از کوچه ی تنهایی مان .. و

ریزش برگی و خرد شدن شاخه ای

                                                     و

بادی که میوزد ومیوزد ومی وزد ...

                                     و

                                   چشمانی که میبارد ومیبارد و میبارد.....


میکده ی عاشقی
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳٩٢   کلمات کلیدی: میکده ی عاشقی

شهر نگاهم در جوش وخروش  است و خیابانها خاموشی را در یاد پس کوچه های گذشته به یاد گارگذاشته اند. برف دلم جویباری شده و سرزمین ناهموار وجودم زنده شدن را دوباره به تصویر خواهد کشید .پنجره ی دیدگانم خیس بارش شوق انگیز بهار زندگی شده و باز هم بهار را تجربه نمودم تا بهاری دیگر در دشتهای تنهایی و ماندن ...

 

 

 


چه چکاوکها که بر شاخه های کلام آرام گرفتند و چه قمریهایی که پرکشیدند از بام نگاهمان و ما

ماندیم حیران حیران . وصف این شور را مگر شمع باز گوید و خماری پروانه ... و سکوت زیبای

شبهای با خدا بودن و سوزش حنجره ی چشمهایم و بغضی که هر دم فریادم را به قیام می خواند ،

چون رستخیز زندگی بهار ....

 


شکوفه های کلام غنچه گشودند و نغمه های حسرت را در سمفونی شبهای بارانی به صدای موج

سرودند و شمع خاطره را در خاطر پروانه گون چشمهای در راه مانده ام روشن خواهم کرد و در بزم

عاشقانه ی خدا دلم را به رقص وا خواهم داشت .رقصی عاشقانه و نوایی اهورایی در میکده ی

بی الایش خدا ...

 

چه گلستانی شود دشت تنهایی من و چه نسیمی وزیدن خواهد کرد بر احوال غبار گرفته ام ....


به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳٩٢   کلمات کلیدی:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com