دخترک
ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢۸  

 تقدیم به دخترکی که خانمی بود ..خانمی که هستیم بود  و  چه دیر دانستم


 دخترک سوار بر دوچرخه رکاب می‌زند در زمان
پیش می‌رود...
زمین را میفهمد
حس را و درد را
...
و زمان...می‌ایستد

دخترک می‌میرد و زمان می‌گذرد

....
و من...
به جا مانده‌ام
از دخترک
زمین
حس


و مانده‌ام
با دردی که آوارم می‌شود
و زمانی که در آن حیرانم