آغوش
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢  

دلم به حال دخترک باکره احساسم می‌سوزد

که خواهش امیالت به فاحشگیش کشاند

و به حال فاحشه‌ای که هیچ آغوشی حس شهوت‌زده‌اش را بر نمی‌انگیزد.

 ......

اما روزی بار خواهم داد

آنگاه که مردانگیم حجم یافته

 و در آن‌روز

..........تو میمانی و حرامزادگانی که از تبار شبند.