اندام شرمگاهیم که سر بر میآورد
وجودم میشکند
جز پتیارههای تشنه آب جادو
نیافتهام
زیر نقاب حیایتان
از آن زمان که خیسی افکارم
کودک درونم را غرقه بلوغ ساخت
عریانیام گره خورد با ویرانیم