بیبی، روزگارم بود،
روزهایِ دیوارهای قدیمی،
روزهایِ کوچههای آشتیکنان.
بیبی، روزگارم بود،
روزهایِ حوضِ یخزده،
آبِ منجمد،
وضو.
بیبی، روزگارم بود،
روزهایِ تابستان،
زیر زمین،
هندوانه.
بیبی، روزگارم بود،
روزهایِ…
روزهایِ…
روزهایِ رفته.
بیبی، روزگارم رفت،
از هشتی به سردخانه،
از سردخانه به خاک،
از خاک به بهشت.
و من، رانده شدم،
از بهشت به خاک،
از خاک به سردخانه،
از سردخانه به هیچ……..
…….هیچ
………..هیچ.