نمیگذارند.....
نمیگذارند، هجوم گذشتهها،
تا بدانم،
طفلکِ اکنونم به کجا میرود.
بر من ببخش دخترکِ معصوم،
من نمیدانستم،
این جاده، انتهایش ویرانیست.
در نیمه راه رهایت کردم،
اما خدا می داند ...
....با تو، ویران شدم.